ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
194
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
كه راهشان از طريق پلهيى بود كه در حياط ساخته بودند . تمامى خانهها در جوار هم و چنان به يكديگر چسبيده بودند كه با رفتن از پشتبامى به پشتبام ديگر مىشد در سرتاسر اين قصبه يك گردش هوايى انجام داد . كوچهها ، به استثناى دو كوى نسبتا عريض كه يكى از دم دروازه تا انتهاى قصبه امتداد داشت و ديگرى بهطور عمودى آن را قطع مىكرد ، بقيه بسيار تنگ و باريك و پر پيچ و خم بود . ولى روى هم رفته قصبهى تميز و پرآسايشى بود . اوايل شب گله به قلعه بازگشت . كدخدا با تشريفات خاصى در دروازه را پشت سر آنها بست و بعد محافظان كه مسلح به تفنگ بودند ، در برجها به پاسدارى مشغول شدند . فقط صداى هشدار آنها و زوزه چند شغال سكوت و آرامش سنگين شب را به هم مىزد . موقع صرف شام ، ميزبان و پسرش نيز با نهايت ادب پيش ما نشسته بودند البته آن دو از خوردن شراب پوزش خواستند ولى با كمال ميل چند استكان چاى با ما نوشيدند . اين مردم خوب و ساده - كه حكومت را تنها به وسيله تحصيلداران ماليات سرانهاش مىشناختند - با اعتقاد كامل ، خود را رعاياى شاه تبريز مىدانستند و از رابطهيى كه ميان او [ وليعهد ] و شاه [ ايران ] وجود داشت ، اطلاع بسيار مبهم و ناچيزى داشتند . ولى با وجود اين همه دور و بيگانه بودن از مسائل سياسى ، در عوض به احداث قريب الوقوع راهآهن خيلى علاقه نشان مىدادند و دربارهى اين اختراع حيرتانگيز فرنگىها ما را مرتب سؤالپيچ كرده بودند . ژروم به زبان سادهيى براى آنها توضيح داد : راهآهن عبارت از يك اسب مصنوعى آهنى است كه به جاى پا چرخ دارد ؛ با آتش شديدى گرم مىشود ، آبى كه در داخل آن وجود دارد تبديل به بخار شده و همين بخار چرخها را به حركت درمىآورد . چرخها با سرعت زيادى روى خطوط آهنى كه روى زمين محكم شده است ، حركت مىكنند . به اين ترتيب اسبآهنى ارابههايى را كه هركدام چهار چرخ دارد با چنان سرعتى به دنبال خود مىكشد كه مىتوان مسافت ده فرسنگ راه را در عرض يك ساعت پيمود . در ازاى اين اطلاعات كامل و روشنى كه از ما گرفته بودند مىخواستند به ما محبتى كنند و اصرار مىكردند چند روزى در قصبه آنها بمانيم چون حصار آن به نظر آنها مطمئنترين مانعى بود كه مىتوانست ما را از دستبرد راهزنان و ايلاتىها حفظ كند و آنجا فهميديم كه قبيلهيى از قرهچادر يا قرهچىها « 1 » در نزديكى آبادى آنها چادر زدهاند و
--> ( 1 ) . در اصل Karatadjers . در قسمت آذربايجان و بعضى جاهاى ديگر به كولى « قرهچى » مىگويند . -